بازدیدها: 4
علی محمد باب، خدایی که می میرد!
علی محمد شیرازی ملقب به باب و بنیان گذار فرقه بابیت، خدایی است که می میرد. وی در طول دوران شش ساله دعوت خویش، ابتدا ادعای ذکریت (عالم به تأویل و تفسیر قرآن کریم) نمود و خود را تا مقام خدایی نیز تصور نمود. حال آن که این شخص پس از ایجاد آشوب های متعدد در ایران، در سن 31 سالگی به اصرار امیرکبیر و فرمان ناصرالدین شاه قاجار اعدام شد.
خدا در نگاه علی محمد باب
ادعای ربوبیت و الوهیت علی محمد شیرازی در برخی از کتب موجود بهائیت نیز آمده است. از جمله این کتب می توان به «لوح هیکل الدین» (ص 5)، «بیاد محبوب» (ص 56) و «تاریخ حضرت صدر الصدور» (ص 207) اشاره نمود.
در نظر باب، خداوند دارای دو ذات است:
- ظاهری
- باطنی
ذات باطنی خدا، نام و نشانی ندارد و در کل نمی توان در رابطه با آن سخن گفت. اما ذات ظاهری او همان انبیاء علیهم السلام و خود باب می باشد. بنابراین، مردم موظف و مکلف هستند که اینان را معبودان خود بدانند.
از این رو در لوح هیکل می نویسد:
” شهد الله انه لا اله الا هو الملک ذوالملاکین و اَنّ علی قبل نبیل ذات الله و کینونیته“. (بیان فارسی، ص 5)
عبارت «علی قبل نبیل» در این جملات به معنای «علی محمد» است. علی محمد شیرازی علاقه وافری به علوم باطنی و حروف ابجد داشت. کلمه «نبیل» در حروف ابجد نیز هم عدد با واژه «محمد» است. در نتیجه، هدف باب از بکار بردن عبارت «علی قبل نبیل»، اشاره به اسم خود یعنی «علی محمد» بوده است.
بر این اساس، ترجمه این عبارت و ادعای باب چنین می شود:
” شهادت می دهم همانا خدایی جز او نیست و علی محمد، ذات خداوند و هستی اوست“.

باب و ادعای خدایی
علی محمد شیرازی پس از فارغ شدن از ادعای ذکریت، بابیت (واسطه بودن بین امام غائب و مردم)، مهدویت و نبوت، اینک از الوهیت خویش سخن گفت.
او می گوید:
” ای اهل انشاء، ندای مالک اسماء را بشنوید که از طرف زندان اعظم خود شما را ندا می کند که خدایی جز من مقتدر متسخر متعالی علیهم حکیم نیست…”. (1)
ابوالفضل گلپایگانی از بزرگان فرقه بهائیت و صاحت کتاب «فرائد» در رابطه با ادعای خدایی علی محمد باب می نویسد:
” علی محمد هفت سال و بها چهل سال الواحی نوشته، صریحاً میگفتند این ها کلمات خداست“. (2)
وی در جایی دیگر در رابطه با ادعای الوهیت (خدایی) علی محمد باب می گوید:
“ ظهور قائم موعود، ظهور مقام ربوبیت و شارعیت است نه مقام وصایت و تابعیت“. (گلپایگانی، ص 402)
از آن جا که امام دوازدهم (عج) در تفکر شیعی، تابع و وصی رسول خاتم (ص) است، و بدان سبب که علی محمد شیرازی، ابتدا خود را امام دوازدهم نامید و سپس ادعای الوهیت کرد، پیروان بابیت لازم می دانند که این تناقض را برطرف نمایند. از این رو گلپایگانی توضیح می دهد که ظهور قائم موعود، نه در مقام تبعیت از پیامبر پیش از خود، بلکه در مرتبه ربوبیت و وضع شرع دین مورد نظر آن هاست.
خود باب نیز در نامه ای که به یحیی صبح ازل (3) می نویسد، چنین می گوید:
“این نامه ای است از خدای زنده و برپا دارنده جهان (باب) به سوی خدای زنده و برپا دارنده جهان (صبح ازل). بگو همه از خدا آغاز می شوند و همه به سوی او باز می گردند“. (4)
علی محمد شیرازی در باب خدایی خویش می نویسد:
” کلّ شیء، به این شیء واحد (خودش) بر می گردد و کل شیء، به این شیء واحد خلق می شود. و این شیء واحد در قیامت بعد نیست، مگر: من یظهره الله الّذی ینطق فی کلّ شأن انّنی انا لله الّا انا ربّ کل شیء و ان مادونی خلقی ان یا خلقی إیّای فاعبدون”. (5)
یعنی با آمدن من یظهره الله، قیامت (باب) بر پا خواهد شد (6) و آن من یظهره الله وردش این است که من خدا هستم و جز من خدائی نیست. من پروردگار همه ی پدیده ها می باشم، و غیر من، هرچه هست، آفریده من است، ای مخلوق من، مرا پرستش کنید.
همچنین، باب در «رساله للثمره» خود، خطاب به صبح ازل چنین می گوید:
“یا اسم الازل، فاشهد علیّ انّه لا اله الّا انا العزیز المحبوب“. (رساله للثمره، ص 4)
“ای اسم ازل، گواهی بده، بر من که نیست خدا جز من که مقتدر و محبوب هستم“.
بنابراین، علی محمد باب آشکارا از الوهیت (خدایی) خویش سخن می راند و عده ای نیز جذب این سخنان شده و او را احاطه می کردند. اما به راستی، این شخص چگونه خدایی است که نه تنها برای ادعای خود معجزه ای ندارد، بلکه حتی قادر نیست در برابر مرگ نیز مقاومت کند و در اوج جوانی، اعدام می شود؟
کلام آخر
این که چه چیز سبب شد تا طلبه جوان شیرازی (علی محمد باب) چنین تصوراتی نماید و عباراتی از این قبیل بر زبان آورد، موضوع این نوشتار نیست، اما سؤال اینجاست که چگونه می شود، این شخص که معتقد است، “انّنی انا الله لا اله انا کنت من اوّل الّذی لا اوّل فرداً منفرداً…” (7)، قادر نباشد از مرگ گریخته و مجبور می شود بندگان خود را تنها گذارد؟!
موضوعات مرتبط:
علی محمد شیرازی کیست؟ (بخش اول)
علی محمد شیرازی کیست؟ (بخش دوم)
پی نوشت ها:
1) بهرام افراسیابى، تاریخ جامع بهائیت، ص 389.
2) همان.
3) یحیی صبح ازل، برادر حسینعلی نوری (بنیان گذار بهائیت) است. میرزا یحیی برجسته ترین شاگرد علی محمد شیرازی بود. به همین دلیل نیز باب در وصیت خویش، او را به عنوان جانشین خود و مأمور تکمیل کتاب «بیان» معرفی نمود. اما پس از مرگ باب، حسینعلی نوری خود را جانشین وی دانست و در نتیجه بین این دو برادر اختلاف افتاد. از این رو بابیت به دو فرقه بهائیه و ازلیه تقسیم شد.
4) عزالدین رضانژاد، نقد و بررسى آیین بهائیت، انتظار موعود 11و12، ص 539.
5) بیان، باب اول، واحد یک.
6) در نگاه بابی ها، آغاز یک دین، قیامت دین قبلی است.
7) یعنی “من همان خدایم، نیست خدایی جز من، من نخستین کسی هستم که اولی برای او نیست، فرد و منفرد هستم“.
منابع:
- علامه مصطفوی، ح. (1386)، محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء، ج 1، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، تهران، لندن، قاهره، ص 90-95
- غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
- منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره صد و سی و سوم
- گلپایگانی، ا. (2001)، الفرائد، مؤسسه ملی مطبوعات امری آلمان، سال صد و پنجاه و هشت بدیع، ص 402