مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش چهارم)

0

بازدیدها: 3

 

مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا، جاسوس انگلیس

 

مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا دو بار ازدواج نمود. همسر اول او در هندوستان، «هیرابایی» نام داشت. حاصل این ازدواج، پسری است به نام «هرمزدجی» و دختری به نام «دوسی بایی». مانکجی لیمجی پس از فوت هیرابایی، این بار در ایران با فرنگیس، دختر هرمزدیار بندار کرمانی ازدواج نمود، اما از او فرزندی به جای نگذاشت.

مانکجی لیمجی در سال 1233 هجری شمسی، در سن 41 سالگی وارد ایران شد. از آن جا که یزد، زرتشیتیان زیادی دارد، مانکجی لیمجی ابتدا در این شهر سکونت کرد. پس از آن راهی کرمان شد. در کرمان با رحمت علی شاه (1) روابط نزدیکی برقرار نمود. پس از اقامت در کرمان، به تهران رفت و در مدت پنج سال و نیمی که در این شهر ساکن بود، آن چنان روابط نزدیکی با درباریان برقرار نمود که ناصرالدین شاه او را «پدر» خطاب می کرد.

 

 

فعالیت های مانکجی لیمجی هاتریا در ایران

 

از جمله مهم ترین فعالیت های مانکجی لیمجی در ایران می توان به مورد زیر اشاره نمود:

 

  • اشاعه باستان گرایی (ایران منهای اسلام) در ایران با همکاری میرزا فتحعلی آخوندزاده و جلال الدین میرزا قاجار: نکته قابل اهمیت در این میان، شخصیت میرزا فتحعلی آخوندزاده است. وی که به نوشته خود او، در سال 1226 قمری (1190 شمسی) در خانواده ای مرفه متولد شد، به دلیل اختلافات پدر و مادر، همراه با مادر و دایی اش زندگی می کرد. دایی میرزا فتحعلی، آخوند حاج علی اصغر فاضلی که از روحانیون مورد احترام بود، سرپرستی او را بر عهده گرفت و علوم اسلامی را به وی آموخت . اما آشنایی میرزا فتحعلی با میرزا شفیع در سال 1247 هجری قمری سبب تغییر باورها و عقاید آخوندزاده می شود و از آن پس وی به فردی اسلام ستیز تبدیل می گردد. در نهایت نیز به استخدام روس ها که در آن زمان بخش هایی از ایران را به اشغال خود در آورده بودند، در می آید.
در حقیقت، آن چه که به روشنی در این بخش از زندگی مانکجی لیمجی هوشنگ هاتریا به چشم می خورد، پیوند و همکاری عمیق نماینده روس ها و جاسوس انگلیس برای زدن ریشه های دینی مردم ایران است. این دو تمام تلاش خود را می کردند تا باستان گرایی را در مقابل اسلام گرایی در ایران علم نمایند. این عمل نیز به قدری افسارگیسخته پیش می رفت که حتی صدای محالفین اسلام را نیز در آورد. به عنوان مثال، میرزا آقاخان کرمانی ازلی که هیچ گونه قرابتی هم با اسلام نداشت و به نسخ شریعت و دین اسلام قائل بود، درباره ترویج سره نویسی (2) توسط مانکجی لیمجی که کسی از آن سر در نمی آورد، می نویسد:

خوب بود مانکجی پارسی که به ایران آمده بود، در تاریخ اصیل ایران تحقیق می نمود و حکم عقلیه آن را آشکار می ساخت“. (3)

 

  • اعمال نفوذ در حکومت قاجار: همان طور که پیش از این نیز ذکر شد، این نفوذ تا بدان جا پیش رفت که ناصرالدین شاه، وی را «پدر» خطاب می نمود. در حقیقت، مانکجی لیمجی هاتریا با بذل و بخشش پول و اهدای هدایا سعی نمود که درباریان را به خود نزدیک نماید و در این کار موفق نیز بود.

 

  • حذف برخی از سنت های رایج بین زرتشتیان: به عنوان مثال، زرتشتیان ایران بر خلاف پارسیان هند، گاو را ذبح و از گوشت آن استفاده می کردند. مانکجی لیمجی هاتریا، برخی از سنت های زرتشتیان از جمله همین ذبح و خوردن گاو را متوقف کرد.

 

  • احیای برخی از سنت های فراموش شده در بین زرتشتیان: به عنوان مثال، مدت ها بود که زرتشتیان ایران، سُدره و کُشتی را فراموش کرده بودند. مانکجی، آن ها را دوباره احیا نمود. خود وی در این رابطه می نویسد:
رحمت پناه آقا میرزا علی ترک طاب الله ثراه  که از علمای یزد بودند، وقتی به اینجانب از راه خیرخواهی فرمودند، شما خوب کردید که سدره پوشان را در میان ملت ترویج دادید و اگر دو کار بکنید، خدمتی بزرگ به ملت و هم کیشان خود کرده اید. یکی از آن ها آن که زن های طایفه از مسلمانان رو بگیرند و در کوچه ها بی پرده نگردند، دیگر آن که طاطیفه، شراب خورده و مست بیرون نیایند. اینجانب تصدیق به درستی فرمایش آن بزرگوار کرده و همین تفصیل را به پنجایت آن زمان خاطرنشان کردیم، ولی هیچ کدام مجری نشد“. (4)

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش اول)

مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش دوم)

علی محمد شیرازی کیست؟ (بخش اول)

مانکجی لیمجی هاتریا، جاسوس انگلیس (بخش سوم)

 

پی نوشت ها:

1) رحمت علی شاه در آن زمان، قطب دراویش نعمت اللهی بود.

2) جنبش سره نویسی یا پاک نویسی، جریانی است که پس از مشروطیت و در مخالفت با وجود واژگان بیگانه در زبان فارسی به وجود آمد.

3) حقانی، موسی، مناسبات مانکجی هاتریا با بهائیان، چاپ دیجیتالی.

4) امینی، تورج (1380)، اسنادی از زرتشتیان معاصر ایران، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، ص 17.

 

منابع:
  • نائبیان، ج.، علی پور سیلاب، ج. (1389)، مانکجی لیمجی و جامعه زرتشتیان ایران در عصر قاجار، فصل نامه علمی پژوهشی تاریخ نامه ایران بعد از اسلام، سال اول، شماره اول، ص 129-160
  • بویس، م. (1364)، مانکجی لیمجی هاتریا در ایران، هاشم، ر. (مترجم)، چیستا، شماره بیست و ششم
  • کینزر، ا. (1382)، همه آدم های شاه، شیخ جوادی، م. (مترجم)، نشر پیکان، تهران، 100-140
  • مجد، م. (1386)، قحطی بزرگ، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، کریمی، م. (مترجم)، تهران، دیجیتالی، فصل پنجم
  • هاشمیان، ه. (1389)، استفتائات مانکجی از آیت‌الله شیخ ‌مرتضی ‌انصاری، پیام بهارستان، سمال دوم، شماره هفتم، ص 465-482
  • Piri, M. (2011), Role of Iranian in the formation of political relations between Iran and Britain during the period of Fath Ali Shah Qajar, Journal of Subcontinent Research, Vol. 3, No. 7, PP. 117-136

 

نویسنده: زهرا کامکار