معاد و قیامت در بهائیت (بخش پنجم)

0

Views: 3

 

معاد و قیامت در بهائیت

 

در بخش چهارم از مقاله «معاد و قیامت در بهائیت»، اولین ایرادی که بهائیان به آیات قرآن در رابطه با مسئله قیامت بیان می کنند، مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد نه تنها این شبهه وارد نیست، بلکه اشکال در فهم معنای آیات توسط بزرگان فرقه بهائیت است. در ادامه، شبهات دیگر مورد توجه قرار خواهند گرفت.

 

 

2- شبهه دوم: همزمانی وقوع قیامت با قیام امام عصر (عج) در تصور بهائیان

 

بزرگان فرقه بهائیت در رابطه با همزمانی زمان قیام قائم (عج) و وقوع قیامت و معاد، به این روایت اشاره می کنند:

إذا قامَ القائم قامَتِ القِیامة“. (1)

هنگامی که قائم قیام کند، قیامت بر پا می‌شود“.

 

میرزا حسینعلی نوری در رابطه با این حدیث، این گونه توضیح می دهد:

آیا روایت مشهور را نشنیده اند که می فرماید: “اذا قامَ القائِمُ قامَتِ القیامَة”؟ و همچنین أئمه هدی و انوار لا تطفی “هَل ینظُرُونَ إلّا اَن یأتِیهُمُ اللّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ”  را که مسلماً از امورات محدثه در قیامت می دانند به حضرت قائم و ظهور او تفسیر نموده ‏اند“. (2)

 

همچنین، اشراق خاوری از بزرگان و مروجین بهائیت در برای تأیید کلام نوری؛ این حدیث را از امام جعفر صادق (ع) می داند و می نویسد:

این حدیث از احادیث مشهوره مرویه از صادق آل محمد است که درباره قیامت فرموده و آن را به ظهور و قیام طلعت موعود منتظَر قائم آل محمد تأویل فرموده است. شیخ اکبر شیخ احمد بن زین الدین الاحسائی علیه الرحمة و الرضوان در شرح عرشیه در ذیل بیان قیامت و اقسام آن از قیامت صغری و کبری به این حدیث شریف اشارت فرموده است، قوله علیه الرحمة“. (3)

 

الی قوله علیه الرحمة و لِلقیامَةِ الصُغری اِطلاقٌ مِن حَیثُ المَعنِی و یرادُ بِها قِیامُ القائِمِ مِن آلِ مُحَمّدٍ کَما وَرَدَ فِی الحَدیثِ عَنِ الصادِقِ عَلیهِ السَلامُ اِذا قامَ القائِمُ قامتِ القیامَة اَو رِجعَتُهُم الذَی اَوَّلُها خُروجُ الحُسَینِ ع اَو مُطلَقُ ظُهورِ دَولَتِهِم الـَّتی اَوَّلُها ظهُورُ قائِمِهِم وَ آخِرُها خُروجُ رَسولِ الله (ص)“. (4)

تا آن جا که (شیخ احمد احسایی) علیه الرحمة چنین می گوید: و قیامت صغری از نظر معنا اطلاق دارد و از آن قیام قائم آل محمد اراده شده است همانطور که در حدیث از امام صادق علیه السلام نقل شده که هرگاه قائم برخیزد قیامت برخواهد خواست و یا رجعت آنان که اولش خروج حسین علیه السلام است و یا مطلق ظهور دولت آنان که ابتدایش ظهور قائمشان است و انتهایش خروج رسول الله (ص)“.

 

 

نقد شبهه دوم

 

حال باید دید که ایراد کار کجاست؟

 

مهم ترین اشکال که به این استدلال وارد است، اصل روایتی است که ادعا می شود از امام صادق (ع) می باشد. به بیانی روشن تر، روایتی که در این شبهه می آید، در هیچ یک از کتب روایی شیعه وجود خارجی ندارد.

اتفاقاً خود اشراق خاوری نیز به منبع این روایت اشاره می کند و آن را به نقل از شیخ احمد احسایی، بنیان گذار فرقه شیخیه می داند. در رابطه با این ادعا باید گفت:

اولاً روایتی که در هیچ یک از کتب روایی شیعه وجود ندارد، اگر به یکباره در کتاب فردی یافت شود که چیزی بیش از دوازده قرن پس از زمان شهادت امام صادق (ع) می زیسته، از نظر سندی، هیچ اعتباری ندارد. خصوصاً این که بدانیم خود شیخ احمد احسایی از جمله افرادی است که به سبب عقاید انحرافی اش، مورد تکفیر علمای هم عصر خود قرار گرفت.

 

ثانیاً از آن هم مهم تر این که، اشراق خاوری، ادعا می کند که شیخ احمد، این روایت را در «شرح عرشیه» خود می آورد. این در حالی است که در این شرح نیز چنین روایتی یافت نمی شود. احسایی در این رابطه می نویسد:

و للقیمة الصّغری اطلاق من حیث المعنی و یراد بها قیام القائم من ال ‌محمّد ص او رجعتهم ع  الـّذی اوّلُها خروج الحسین ع او مطلق ظهور دولتهم الـّتی اوّلها ظهور قائمهم ع و آخِرُها خروج رسول اللّهِ (ص)“. (5)

و قیامت صغری از نظر معنا اطلاق دارد و از آن قیام قائم آل محمد اراده شده است و یا رجعت آنان که اولش خروج حسین علیه السلام است و یا مطلق ظهور دولت آنان که ابتدایش ظهور قائمشان است و انتهایش خروج رسول الله (ص)“.

 

بنابراین، حتی در شرح عرشیه شیخ احمد احسایی نیز چنین عبارتی با عنوان روایت و حدیث نقل نمی شود. بنابراین، استدلال اشراق خاوری، کاملاً مخدوش است.

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

1) نوری، حسینعلی (1998) میلادی، ایقان، هوفمایم آلمان، لجنه‌ ملی نشر آثار امری به زبان فارسی و عربی، ص 95.

2) همان.

3) اشراق خاوری، عبدالحمید، قاموس ایقان، ج 1، ص 52.

4) همان، ص 53.

5) احسایی، احمد، شرح عرشیه، ج 3، ص 10.

 

پی نوشت ها:

معاد و قیامت در بهائیت (بخش اول)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش دوم)

بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش اول)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش سوم)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش چهارم)

بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش دوم)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش پنجم)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش ششم)

بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش سوم)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش هفتم)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش هشتم)

برداشت بهائیت از مفهوم مرگ و زندگی در ارتباط با آیات قیامت (بخش اول)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش نهم)

معاد و قیامت در بهائیت (بخش دهم)

 

منابع:
  • منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
  • فلاحتی، ح. (1389)، تحلیل عقاید شیخیه در بسترسازی بابیت و بهائیت، سال اول، شماره دوم، ص 159-178
  • غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
  • رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66

 

نویسنده: زهرا کامکار