بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش اول)

0

بازدیدها: 3

 

بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین

 

بزرگان فرقه بهائیت بر این باورند که دین، امری تاریخی و زمان مند است. در این نگاه، هر دینی در ابتدای پیدایش، از نشاط و پویایی برخوردار است. اما با تغییر شرایط و زمان، به تدریج پویایی اولیه خود را از دست می دهد. دلیل این امر هم این است که گذشت زمان و دور شدن از زمان ظهور پیامبر آن سبب می شود تا خرافات و تحریفاتی در دین ایجاد گردد. در نتیجه، دین به مرحله کهسنالی خود می رسد و به تعبیر فتح اعظم، از بزرگان بهائیت، توان نورافشانی و هدایت گری خود را از دست دهد (1). از این رو، با توجه به این که سنت الهی بر هدایت دائمی انسان ها تعلق می گیرد، باید دینی جدید اعلام حضور نماید که پاسخ گوی نیازهای جدید آدمی باشد.

 

 

بررسی کلی ادعای بهائیت در لزوم زمان بودن دین

 

اساساً ایرادی که به ادعای بهائیت مبنی بر لزوم زمان مند بودن وارد می باشد این است که، تغییرات زندگی بشر، لزوماً آدمی را به ضرورت تغییر در شریعت و دین رهنمون نمی شود. بلکه:

 

اولاً علت پیدایش شریعت جدید در طول تاریخ زندگی بشر، چیزی غیر از تغییر شرایط می باشد. از جمله مهم ترین این دلایل، می توان به از بین رفتن آن دین الهی و یا تحریف متن کتاب و سنت آن اشاره نمود. حال آن که این عوامل تا کنون در رابطه با دین اسلام صورت نپذیرفته است. این امر، چیزی است که خود بهائیان نیز به آن اعتراف دارند.

 

میرزا حسینعلی نوری، پایه گذار فرقه بهائیت در رابطه با عدم تحریف قرآن می نویسد:

قرآن به هیچ وجه و صورتی، تحریف در آن راه نیافته، و قرآن تمام بوده و اکنون نیز همان است که بوده است“. (2)

 

عبدالحمید اشراق خاوری از مروجین و بزرگان بهائیت نیز بر این امر صحه می گذارد و تأکید می کند که:

به صراحت در الواح الهیه نازل گردیده که قرآن مجید تمام و کامل، و از دستبرد سارقین و مغرضین محفوظ است“. (3)

به طور کلی، بهائیت، نه تنها به عدم تحریف قرآن باور دارد، بلکه معتقد است که تمامی کتب ادیان پیشین نیز از تحریف به دور می باشند. بر این اساس، حسینعلی نوری می نویسد:

چون عاجز از جواب می شوند، تمسک به این نمایند که این کتب تحریف شده و من عند الله نبوده و نیست. …این قول، نهایت بی معنی و بی اصل است. آیا می شود کسی معتقد به کتابی گشته و من الله دانسته، آن را محو نماید. و از این گذشته، تورات در همه روی ارض بود. منحصر به مکه و مدینه نبود که بتوانند تغییر دهند و یا تبدیل نمایند، بلکه مقصود از تحریف، همین است که الیوم، جمیع علمای فرقان به آن مشغولند و آن تفسیر و معنی نمودن کتاب است بر هوی و میل خود“. (4)

 

اما جالب تر این که، حسینعلی نوری از زبان علی محمد شیرازی، دلیل نسخ شریعت اسلام را نه از بین رفتن آن، نه تحریف آن و تغییر مقتضیات زمانی، بلکه ابراز مخالفت علی محمد باب و به تعبیر صحیح تر، لجبازی وی در مقابل شیعیان می داند. از این رو تصریح می کند .ه:

اگر اعتراض و اعراض اهل فرقان نمی بود، هر آینه شریعت فرقان در این ظهور نسخ نمی شد“. (5)

 

منظور از «فرقان» در این عبارت، قرآن مجید است و «اهل فرقان» نیز به مسلمانان اشاره دارد. در نتیجه، بر اساس اعتراف علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری، شریعت اسلام نه به دلیل کهنه شدن آن، بلکه به سبب اعتراض مسلمانان به ادعاهای علی محمد شیرازی بود که نسخ شد.

 

اما دومین ایراد به ادعای لزوم زمان مند بودن دین در باور بهائیت این است که مسئله تغییرات زمانی و مکانی و به طور کلی، مقتضیات زندگی، امری نیست که الزاماً تغییر دین را موجب شود. حال آن که  مسئله پویایی فقه که در دین اسلام وجود دارد و حتی ادیان الهی دیگر نیز از آن بهره می برند، سبب می شود تا این نقیصه ظاهری به راحتی جبران گردد.

به بیانی روشن تر، در صورتی تغییرات زمان و مکان، دین و شریعتی جدید را اقتضا می کند که احکام دین، ثابت بوده و امکان تغییر آن، متناسب با زمان و مکان، فراهم نباشد. این در حالی است که ساز و کار اجتهاد در دین اسلام، امری است که خلاف این تصور را به اثبات می رساند.

 

ادامه دارد…

 

موضوعات مرتبط:

بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش دوم)

بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش سوم)

 

پی نوشت ها:

1) فتح اعظم، هوشمند (2008) میلادی، در شناسایی بهائیت، نحل، اسپانیا، ص 43.

2) نوری، حسینعلی، مائده آسمانی، ج 1، ص 219؛ نوری، حسینعلی، ایقان، ص 154.

3) اشراق خاوری، عبدالحمید، محاضرات، ص 10.

4) نوری، حسینعلی، ایقان، ص 65.

5) نوری، حسینعلی، اقتدارات، ص 47.

 

منابع:
  • رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66

 

نویسنده: زهرا کامکار