معاد و قیامت در بهائیت (بخش سوم)
بازدیدها: 9
معاد و قیامت در بهائیت
بزرگان فرقه بهائیت، علاوه بر تفاسیر عجیبی که برای معاد و قیامت بیان می کنند، در رابطه با بهشت و جهنم نیز تفاسیری ارائه می کنند که هیچ شاهدی در آیات قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام برای آن ها وجود ندارد.
معاد و قیامت در کلام بزرگان بهائیت
در نگاه بهائیت، قیامت به معنای قیام پیامبر جدید و اعلام شریعتی نوین است. به دیگر سخن، قیامت هر دین با ظهور دین جدید واقع می شود. بر این اساس، نوری که خود را آخرین پیامبر الهی تصور می کند، معتقد است که قیامت اسلام بر پا شده، پس می نویسد:
” متبارک است پروردگار اول و آخر، در مرتبه اول نفخ صور شد و مردم زمین و آسمان ها مدهوش گشتند. سپس نفخه دوم زده شد که نفخه زندگی بود و این مرتبه مردگان از جای برخاستند و در این موقع صراط مستقیم در میان مخلوقات کشیده شد، میزان نصب گردید و بهشت برای پرهیزکاران نزدیک گردید و آتش سوزنده شعله ور شد و نفس به ناله در آمدند و فریاد زدند که قیامت کبری بر پا شد و طامه عظمی ظاهر شد و مخلوقات محشور شدند و پروردگارجهان و صفوف ملائکه آمدند“. (1)
از منظر بزرگان فرقه بهائیت، علمای اسلام در رابطه با بحث معاد و قیامت عمق مطالب قرآن را درک نمی کنند و از این رو، برداشتی ناصواب دارند. در نگاه بهائیان، ایمان به پیامبر جدید به منزله گذراندن صراط و میزان و در نهایت، ورود در بهشت است. اما از آن سو، عدم پذیرش پیامبر جدید را در حکم عذاب جهنم تصور می کنند. میرزا حسینعلی نوری در توضیح این ادعای بهائیت می نویسد:
” مقصود الهی از حشر و نشر و جنت و نار و امثال اين اذکار که در الواح الهیه مذکور است، مخصوص است به حين ظهور… هر نفسی که به کلمه بلی موقن شد، از صراط گذشت و به جنت رضا فائز و هم چنين محشور شد، در زمره مقربين و مصطفين [= برگزيدگان] و عندالله از اهل جنت و عليين و اثبات مذکور و هر نفسی که از کلمه الله معرض [روی گردان] شد، در نار و از اهل نفی و سجين و در ظل مشرکين محشور… باری جت و نار در حيات ظاهره، اقبال و اعراض بوده و خواهد بود“. (2)
در این نگاه، معاد به معنای بازگشت پیامبران، مؤمنین و کفار در زمان های پیشین در صورت و ظاهر پیامبران، مؤمنین و کفار جدید است.
در کتاب اشراقات، در رابطه با کیفیت عقیده بهائیت در رابطه با بهشت و دوزخ می آید:
” وقتى که معترض می گوید: بهشت و دوزخ کجا است؟ حسینعلى [نوری] می گوید: «الاولی لقائی، و الاخری نفسک ایّها المشرک المرتاب». [یعنی] اولی [بهشت] لقاء من [و ایمان به من] است، دومی [دوزخ] نفس تو است ای مشرک در شک درمانده“. (3)
همچنین، میرزا حسینعلی نوری در جایی دیگر در رابطه با لقاء الله این گونه توضیح می دهد که:
” … و اين لقاء [ديدارخدا] ميسر نشود برای احدی الا در قيامت که قيام نفس الله است به مظهر کلیه خود. و اين است معنی قيامت که در کل کتب مسطور و مذکور است و جميع بشارت داده شده اند به آن يوم. …آيا روايت مشهور را نشنيده اند که می فرمايد:« إذا قامَ القائِمُ قامَتِ القيامَهً؟” (4)
رهبران فرقه های بابیت و بهائیت در تأویل آیات قرآن متناسب به رأی و نظر خود تا بدان جا پیش می روند که در پاسخ به این پرسش که خداوند در قرآن مجید، طول روز قیامت را 50 هزار سال می داند، این گونه پاسخ می دهند که:
این 50 هزار سال با یک ساعت منقضی شد!
اما باید پرسید، این ها که چنین برداشت های عجیبی از آیات قرآن دارند، در پاسخ به توصیف خداوند متعال از روز قیامت، چه پاسخی دارند:
” يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ. وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ. وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا“. (معارج، آیات 8-10)
” روزی که آسمان چون فلز گداخته شود. و کوهها مانند پشم زده متلاشی گردند. و هیچ کس از خویش خود جویا نشود“.
ادامه دارد…
موضوعات مرتبط:
معاد و قیامت در بهائیت (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش دوم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش چهارم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش پنجم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش دوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش ششم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش سوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش هفتم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش هشتم)
برداشت بهائیت از مفهوم مرگ و زندگی در ارتباط با آیات قیامت (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش نهم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش دهم)
پی نوشت ها:
1) مصطفوی، حسن (1386)، محاکمه و بررسی باب و بهاء، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، چاپ چهارم، ج 1، ص 115.
2) فاضل مازندرانی، اسدالله، امر و خلق، ج 2، ص 226 و 227.
3) نوری، حسینعلی، اشراقات، ص 68.
4) نوری، حسینعلی، ایقان، ص 94.
منابع:
- منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
- فلاحتی، ح. (1389)، تحلیل عقاید شیخیه در بسترسازی بابیت و بهائیت، سال اول، شماره دوم، ص 159-178
- غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
- رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66