معاد و قیامت در بهائیت (بخش ششم)
بازدیدها: 8
معاد و قیامت در بهائیت
خداوند متعال در قرآن کریم، آیات را به دو دسته «محکم» و «متشابه» تقسیم می کند. درباره منظور از آیات محکم و متشابه، اقوال مختلفی وجود دارد. از جمله این تفاسیر می توان به این اشاره نمود که آیات محکم به آن بخش از آیات قرآن اطلاق می گردد که معنایی واضح دارد. حال آن که آیات متشابه، عباراتی از قرآن را در بر می گیرد که معانی مختلفی برای آن ها می توان تصور نمود. از این رو، یکی از اشکالاتی که بزرگان فرقه بهائیت در ارتباط با موضوع معاد و قیامت وارد می دانند، مسئله آیات متشابه می باشد.
3- شبهه سوم: وجود تناقض در ظاهر برخی از آیات قرآن در نگاه بهائیان
بهائیان بر این باورند که برخی از آیات قرآن در تعارض با دسته ای دیگر از آیات قرار می گیرند. همین امر نیز موجبات سوء برداشت ها را فراهم می کند. از این رو علمای اسلام را به گیر افتادن در دام برداشت اشتباه از این قسم آیات متهم می نمایند.
به عنوان مثال، خداوند متعال در برخی آیات می فرمایند که در روز قیامت، آسمان مانند فلز گداخته می شود:
“يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ“. (معارج، آیه 8)
“روزی که آسمان چون فلز گداخته گردد“.
اما در برخی دیگر از آیات، تأکید می کنند که در این روز، آسمان به دو نیم می شود می گردد. این در حالی است که فلز گداخته، قابل تکه شدن نیست.
یا در جایی دیگر، خداوند می فرمایند که کوه ها مانند پشم زده می شوند:
“وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ“. (قارعه، آیه 5)
“و کوهها همچون پشم زده شده متلاشی گردد“.
حال آن که سنگ این قابلیت را ندارد که مانند پشم زده بشود.
از این رو پیروان فرقه بهائیت در ارتباط با موضوع قیامت و معاد در قرآن این گونه می نویسند:
“گذشته از اين، اگر معانی قيامت را ظاهری در نظر بگيريم به تناقض می رسيم مثلا در جايی فرموده شده، آسمان مانند سرب گداخته می شود و در جای ديگر فرموده که آسمان مانند لوله ای به هم پيچيده می شود. حال چگونه سرب گداخته لوله می شود؟ و ديگر آن که سنگ چگونه می تواند مانند پشم زده شود؟” (1)
در نهایت نیز نتیجه می گیرند، حال که جمع بین این وقایع که در قرآن بیان می شود، ممکن نیست، بنابراین، منظور از شمس، قمر، کوه و غیره در روز قیامت، چیزی جز آن است که آدمی تصور می کند و این ها استعاراتی هستند که باید معنای حقیقی آن استخراج گردد.
نقد شبهه سوم
این شبهه اساساً به این دلیل واقع می شود که:
اولاً تلاش گردد تمامی این وقایع با هم تصور گردند. حال آن که ممکن است در زمان های مختلف، یکی از این حالات صورت گیرد. به عنوان مثال، در یک هنگام از قیامت، آسمان مانند فلز گداخته شود، اما در وقتی دیگر در قیامت، آسمان دو نیم یا پراکنده گردد.
بنابراین، لزومی ندارد که هر دو واقعه در یک لحظه از زمان تصور گردد. بر این اساس، دیگر جایی برای صحبت از تضاد در این آیات وجود ندارد و در نتیجه، نیازی نیست برای برطرف نمودن این تضاد ظاهری، ادعا شود که منظور پروردگار متعال از کوه و خورشید، تنها استعاره ای است از مسائلی دیگر.
ثانیاٌ در آیاتی که خداوند رحمن برای بندگان خویش مثال می زند، پیشوند «ک» و امثال آن، گواهی است بر این که:
چنین نیست که عیناً ماجرای مربوطه به وقوع بپیوندد، بلکه واقعه ای «مشابه» با آن چه تصویر می شود، رقم می خورد. ضمن این که مهم است در این آیه، «وجه تشابه» چه چیز تصور گردد.
به عنوان مثال، در آیه ای که ذکر شد:
“يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ“. (معارج، آیه 8)
“روزی که آسمان چون فلز گداخته گردد“.
خداوند حکیم می فرمایند، آسمان در روز قیامت، «همچون» فلز گداخته می شود. این بدان معناست که آسمان در یکی از وجوهی که برای آن واقع می شود، مانند فلز گداخته شده می گردد. به بیانی روشن تر، الزامی در این آیه وجود ندارد که این وجه مد نظر، سیالیت آسمان باشد که بعد این اشکال پیش آید که مگر جسم سیال و روانی مانند فلز گداخته، قابل پراکنده شده و تکه تکه شدن است.
به عنوان مثال، این وجه مورد نظر، ممکن است مربوط به مسئله حرارت شدید فلز گداخته باشد، نه سیالیت آن. در این صورت، معنای این آیه به این صورت خواهد بود که «آسمان در حرارت خود، همچون فلز گداخته می شود».
ادامه دارد…
موضوعات مرتبط:
معاد و قیامت در بهائیت (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش دوم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش سوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش چهارم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش دوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش پنجم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش پنجم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش سوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش هفتم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش هشتم)
پی نوشت ها:
1) جزوه رفع شبهات، ص 53.
منابع:
- منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
- فلاحتی، ح. (1389)، تحلیل عقاید شیخیه در بسترسازی بابیت و بهائیت، سال اول، شماره دوم، ص 159-178
- غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
- رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66