معاد و قیامت در بهائیت (بخش هفتم)
بازدیدها: 3
معاد و قیامت در بهائیت
اشکال چهارمی که بزرگان فرقه بهائیت در ارتباط با معاد و قیامت مطرح می کنند این است که اگر اعتقاد بر این باشد که در قیامت، جهان نابود می شود، پس خلقت آن عبث می باشد.
4- شبهه چهارم: اگر همه چیز نابود شود، یعنی خلقت بیهوده بوده است.
خداوند در سوره ذاریات در رابطه با هدف از آفرینش انسان می فرمایند:
“وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ“. (ذاریات، آیه 56)
“و من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا (به یکتایی) پرستش کنند“.
همچنین، هدف از آفرینش جهان در قرآن این گونه بیان می شود:
“وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۗ وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ“. (هود، آیه 7)
“و اوست خدایی که آسمان ها و زمین را در فاصله شش روز آفرید و عرش با عظمت او بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است. و محققاً اگر به این مردم بگویی که پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کافران خواهند گفت که این سخن را هرگز حقیقتی جز سحر آشکار نیست“.
بهائیان معتقدند، در صورتی که تصور شود در قیامت، جهان نابود می شود، تمامی خلقت بیهوده است و در نتیجه، مقصود خداوند متعال در آفرینش آن ها نقض می شود.
از این رو می نویسند:
“اگر قرار بود روزی دنيا به پايان برسد برای چه خدا آن را آفريد. آيا اين کاری عبث نبوده؟ اگر روزی خلقت به پايان برسد، نعوذ بالله نسبت خالقيت از خداوند سلب می شود زيرا صفات ذات الهی لم يزل بوده و لا يزال خواهد بود. پس بايد دانست که از شمس و قمر و کوه و… منظور چيزی غير از معانی ظاهری است… بدین ترتیب هر کلمه در وصف قیامت، معنی جدیدی پیدا می کند. مثلاً منظور از در گذر بودن کوه ها، به معنای در گذر بودن علما است… . منظور از سقوط شمس و قمر نیز نسخ احکام دین قبل ظهور جدید است. و اگر به دیده حقیقت بنگریم، این واقعه، عظیم تر از قیامت ظاهری است. زیرا در آن روز بندگان خداوند مورد امتحان سخت الهی قرار می گیرند و چه بسا علما و زاهدانی که در این روز از پیامبر جدید روی برگردانده، به خدا و آیاتش کافر گشته اند… “. (1)
نقد شبهه چهارم
در پاسخ به این شبهه دو مسئله بیان می شود:
در عبارات مذکور، این طور بیان می شود که با از بین رفتن جهان، « نسبت خالقيت از خداوند سلب می شود». حال آن که توجه به این نکته ضروری است که صفات خداوند متعال از یک منظر به دو دسته تقسیم می گردد:
- صفات ذاتی
- صفات فعلی
آن دسته از صفات خداوند که مانند علم، حیات و قدرت، مربوط به ذات خداوند هستند و نسبتی با غیر خدا ندارند، صفات ذاتی نام می گیرند. اما به آن گروه از صفات خداوند که در نسبت با غیر تعریف می شوند، صفات افعالی اطلاق می گردد. به عنوان مثال، زمانی که از خالقیت خداوند سخن به میان می آید، باید مخلوقی نیز تصور شود. به بیانی روشن تر، خالقیت، بدون مخلوق، معنا ندارد. این بخش از صفات، همان صفات افعالی خداوند متعال هستند.
در این رابطه باید گفت:
-
اول این که صفات افعالی مانند خالقیت، به صفات ذاتی نیز باز می گردند. به این معنا که خداوند همیشه قدرت خلقت را دارد.
-
دوم این که پس از نابودی جهان آفرینش، نوع جدیدی از خلقت به وجود می آید. به بیانی دیگر، این طور نیست که فرآیند خلقت متوقف گردد، بلکه نوع این خلقت با خلق بهشت، دوزخ و متعلقات آن ها شکل جدیدی به خود می گیرد.
بر این اساس، شبهه بیهوده بودن خلقت از نگاه فرقه بهائیت در صورت پذیرش معاد و قیامت بر مبنای ظاهر آیات قرآن کریم، با توجه به نوع جدید آفرینش، برطرف می شود. از این رو، پایان جهان خلقت در زمان قیامت پدیده ای قابل قبول است و خدشه ای به هدف خداوند از به وجود آوردن آن وارد نمی کند.
ادامه دارد…
موضوعات مرتبط:
معاد و قیامت در بهائیت (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش دوم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش اول)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش سوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش چهارم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش دوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش پنجم)
بهائیت و ادعای لزوم زمان مند بودن دین (بخش سوم)
معاد و قیامت در بهائیت (بخش هشتم)
پی نوشت ها:
1) جزوه رفع شبهات، ص 53 و 55.
منابع:
- منطقی، ا. (1387)، بهائی گری؛ اصول و مبانی اعتقادی، معرفت، شماره یکصد و سی و سوم
- فلاحتی، ح. (1389)، تحلیل عقاید شیخیه در بسترسازی بابیت و بهائیت، سال اول، شماره دوم، ص 159-178
- غفاری هشجین، ز.، کشاورز شکری، ع.، اکار، ح. (1390)، چرایی فرقه بودن بهائیت، معرفت ادیان، سال دوم، شماره دوم، ص 43-64
- رهنمایی، ح. (1393)، نقدی بر مهم ترین مستمسکات بهاییان در ایراد شبهات کلامی درباره ختم نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی 13، ص 49-66